الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
654
الغدير ( فارسى )
شود ، از آن معنى مالك متصرف فهميده مىشود ، و هنگامى هم كه در اصل براى معانى متعددى استعمال مىشده ، يكى از آن معانى ، مالك در تصرف است . به همين علّت است كه وقتى گفته شود : اين مولاى قوم است ، از آن اين معنى به ذهن متبادر مىشود كه او مالك متصرف در امور آنهاست . سپس ياور ، پسر عمو ، آزادكننده و آزادشده را از معانى مولى برشمرده گويد : يكى ديگر از معانى آن « أولى » است ، چنان كه خداى تعالى فرمايد : . . مَأْواكُمُ النَّارُ هِيَ مَوْلاكُمْ . . . « 1 » ، يعنى آتش به شما و براى عذابتان سزاوارتر است . بعد از همهء اين مطالب ، اگر از لفظ مولى در حديث غدير ، معناى مالك در تصرف به ذهن متبادر نشود ، ناچار به طور مساوى منسوب به تمام معانى خواهد بود و آن را به همهء معانى حمل خواهيم كرد ، مگر آن معانى كه در حق على امكان ندارد ، از قبيل آزادكننده و آزادشده . در نتيجه ، مىتوان معنى مالك در تصرف و نيز « اولى » به معناى مالك در تصرّف بر امّت را مىتوان داخل در آن معانى دانست و هنگامى كه على به فرمودهء پيغمبر به مؤمنان از خودشان سزاوارتر باشد ، امام خواهد بود ، چنان كه حديث نبوى من كنت وليّه ، فهذا وليّه نيز بر اين معنى دلالت دارد . پس « ولى » برحسب تبادر به ذهن مالك در تصرف است ، اگرچه در غير آن استعمال شود . بنابراين معنى است كه رسول خدا فرمود : سلطان ولىّ كسى است كه وليّى براى او نيست . مراد حق تصرف در عقد نكاح است ، بدين معنى كه امام را در اين امر ولايت است هنگامى كه خويشاوندى موجود نباشد و اين معنى بر سبيل حقيقت است ، پس على القاعده زمانى كه دليلى بر تخصيص به معناى خاص نباشد ، بايد كلمه حمل به تمام آنها بشود . 14 - شيخ احمد عجيلى شافعى در ذخيرة المآل شرح عقد جواهر اللآل فى فضائل الآل بعد از ذكر حديث غدير و داستان حارث بن نعمان فهرى گويد : اين از نيرومندترين دلايل است بر اينكه ، على ، رضى اللّه عنه ، به امامت و خلافت و صداقت و نصرت و پيروى نمودن از او سزاوارتر است به اعتبار احوال و اوقات و خصوص و عموم ، و اين سخن نه با آنچه گذشت ، منافات دارد و نه با آنچه به خواست خدا خواهد آمد داير به
--> ( 1 ) . حديد 57 / 15 .